جنس ضعیف شرقی

پروانه خوشدل

گزارشی از کتاب جنس ضعیف، اثر اوریانا فالاچی

 نکته‌ای دیگر این‌که احساس بکر و طبیعی و فطری زن‌ها که ربطی به ملیت شان هم ندارد و در بین ملل مختلف مشترک است را با دیده تحقیر نگاه می‌کند: خانواده دوستی و علاقه به تشکیل خانواده و ازدواج… چه در غرب و چه در شرق. فالاچی در این کتاب توجهی به وضعیت مردان نداشته است. به‌گونه مثال، همین شخصیت عکاسی که همراه این خانم خبرنگار بود، در جا‌جای داستان با یک دید جنسی به زنان نگاه می‌کند، اما  نقد نمی‌شود، تا وقتی‌نگاه مردان به زنان نگاه ابزاری و لذت‌جویانه باشد نمی‌توان انتظار داشت که

اوضاع زنان در جهان بهبود پیدا کند.
نویسنده  کتاب را با این متن‌ها آغاز کرده می‌کند: ʺدختر دوستم برای شام دعوتم کرده بود. آن دختر همه چی داشت؛ قشنگی، خانه شخصی، استقلال و شغلی که خیلی از مردھا برایش پَرپَر می‌زدند. خلاصه از ان دخترھایی بود که همه مردم بہ آن خوش‌بخت می‌گفتن و هیچ‌کس به سرش نمی‌زد که هم‌چنین آدمی ممکن است حس کند بدبخت است… اما همین دختر بین غذا خوردن به یک‌بارگی بغضش ترکید و در حال گریه به من گفت:

خیلی احمقی! من برای داشتن همین چیز ھای مزخرف، ناراحتم! تو فکر می‌کنی اگه یک زن بتواند شغلی که بیشتر مال مردھاست را داشته باشد، یا حتی رییس‌جمهور شود، خوشبخت است؟… آخ! خدا! چه‌قدر دلم می‌خواست در کشوری به دنیا آمده بودم که به زن محل سگ هم نمی‌ گذارند… تمام ما زن ھا، آدمای بی‌خاصیتی هستیم. حرفای آن شب دختر دوستم نگرانم کرد. مثل یک آدم که نداند گوش دارد، چون صبح که بیدار می‌شود، گوش‌ھایش سر جای قبلی‌است، اما یک روز که گوش‌درد می‌گیرد و گوش‌ھایش یادش می‌افتد… من ھم این را فهمیدم که مشکلات مردھا به یک چیز‌هایی مثل نژاد، یا پول و شغل برمی‌گردد، اما مشکلات زن‌ھا دور یک موضوع می‌گردد؛ این‌که زن به دنیا آمدند ʺ (۱: ۶-۷).

این جملات، هر زنی را به فکر فرو می‌برد. آیا واقعاً مشکل زنان در زن‌بودن است؟ آیا باید جنسیت، تعیین‌کننده سرنوشت آدم‌ها باشد؟ آیا زنان باید برای همیشه به دنبال حقوق گم‌شدهٔ، خود باشند؟ این‌ها پرسش‌هایی است که با خواندن کتاب «جنس ضعیف»، می‌توانیم با فکر‌کردنی بیشتر، پاسخش را دریابیم.
با خواندن کتاب «جنس ضعیف» با دیدن هر  زن، به تصویر قالبی از زنان جهان دست خواهیم یافت و به این پاسخ این پرسش دست خواهد یافت، که زنان در کجای جهان ایستاده است؟

خواندن این کتاب، چه برای زن و چه مرد، تأثیرگذار خواهد بود و  نگاه‌ آدم‌ها را  به جنسیت تغییر خواهد کرد. مردانی که خود از زنی به دنیا آمده‌اند به نام مادر، در کنار زنی بزرگ شده‌اند به نام خواهر و در بستر زنی آرامش یافته‌اند به نام همسر؛ چگونه ممکن خواهد بود که دنیا را بدون زنان تصور کنند؟ نویسنده در آخر که آمریکا را نیز در لیست مطالعات جهانگردی‌اش در مورد زنان گنجانده و از تمام امتیازات آن در برابر نداشتن حس تعلق خاطر و عشق، به تردید یاد می‌کند.‌‌ «زنانی که دفترچه‌های ‌پس‌انداز، سهام کارخانه‌های بزرگ و بیمه‌نامه‌ها را صاحب‌اند. زنانی که تا 72 سالگی عمر می‌کنند؛ اما همین زن‌ها که حق طلاق را دارند و می‌توانند به راحتی از شوهر سابقشان به خاطر ندادن نفقه شکایت کنند، وقتی مقابل دوازه آپارتمان خالی خود که با پول یک بغل آزادی و استقلال خریده‌اند می‌ایستند، خود را تنهاترین موجودات جهان می‌یابند و تنها قطره اشکی می‌تواند آن‌ها را در این غربت همراهی کند»(۱: ۱۹۱). با وجود داشتن این‌همه استقلالیت و توانایی باز هم به زن بودن خود راضی نیستند و این مشکلات است که  لاینحل مانده است.  همچنان در این کتاب از لحن طعنه و تمسخرآمیز، و توصیفات تحقیرآمیز در مقابل مردمان شرق‌ که چیزی جز اندام فیزیکی و رفتار مکانیکی برای توصیف‌شدن ندارند، و زنان را به قوطی و اَشیاء مثال می دهد، استفاده کرده است. مثلا: «دیداری در چین سرزمین پاهای 90 سانتی»، «زنان چین قوی‌ترین زنان دنیا هستند… سال 1958 زنان در چین شمالی یک کوه بزرگ را متلاشی کردند و با آن سد ساختند. 200 هزار نفر زن این کار را کردند که سبدهای پر از سنگ را در حالی جابه‌جا می‌کردند که اکثراً یک بچه هم به پشتشان بسته بودند!!»، «آن‌ها اغلب بچه‌های لاغرمردنی‌شان را- که از کم‌غذایی مانند عروسک‌های چند سانتی‌متری شده‌اند- جای بغل گرفتن مثل یک فانوس در دستانشان می‌گیرند»؛ و من فکر می کنم اوریانا توصیفات متفاوتی از زن های کشور های مختلف کرده است.

۱- فالاچی، اوریانا .(۱۳۶۰). جنس ضعیف، ترجمهٔ ویدا مشفق، تهران: انتشارات صیفی علیشا.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید