در بارهٔ قاف قصه رسانههای زیادی گزارش و مطلب تهیه کردهاند که برای آشنایی هرچه بیشتر خوانندگان، لینک شماری از آنها را اینجا شریک میسازیم.
خوانش و تحلیل کتابها از سوی گروۀ قاف قصه
میدان فرهنگی قاف قصه| کریم دهقان

داستان تنها قصه نیست که کسی فقط به آن گوش داده و از خواندن و شنیدن آن لذت ببرد بل جهانی شناور است که قصهگوی موفق با خلق اینجهان شناور، خواننده یا شنونده را در اعماق آن فرومیبرد. آن جهان هنری مملو از داشتههایی است که هر چیز غیرممکن را ممکن میسازد و آفریننده، به قول ارسطو، جهانی را خلق میکند که باید باشد یا میخواهد باشد. داستانها تنها تاریخ نیستند که خواننده فقط با خواندن آن وارد یک مسألهٔ تاریخی یا سیاسی شود، بل داستان، پرتابگری است که خواننده را منحیث یکی از شخصیتها وارد میدان تاریخ کرده و به او نیروی اراده میدهد تا یک تاریخ برساخته را آنگونه که میخواهد دستکاری کرده و جهانی ایدهآل را بنا کند…ادامهٔ متن در هفتهنامهٔ نون
«قاف قصه» ؛ کتاب خوانی از کابل تا اوج بی کران|گزارش آیفیلم۲
گروه «قاف قصه»هر هفته با حضور کارشناسان و نویسندگان ادبی به نقد و بررسی دربارهی یک کتاب منتخب ، میپردازند.
به گزارش آی فیلم 2 ، گروه کتابخوانی «قاف قصه» به میزبانی مرکز معلومات افغانستان ACKU ، با حضور شماری از دانش آموختگان و نویسندگان کتابخوان به مدت چهار سال است که کارش را آغاز کرده است.
این گروه هر هفته کتابی را انتخاب میکنند و پس از خوانش کتاب با حضور یکی از کارشناسان و نویسندگان ادبی، دیدگاههایشان را، مطرح میکنند.

قاف قصه؛ پایدارترین گروه کتابخوانی دانشگاه کابل|محمد باقریان

با رمان طاعون آلبرکامو بود که اولين جرقهي اين گروه کتابخواني زده شد. دقيقا در سمستر خزاني سال 1393 جمعي از دانشجويان پرشور و علاقهمند به کتاب و مطالعه گرد آمدند و قاف قصه را ايجاد کردند. عتيق اروند در نخستين نشست اين گروه براي ما از کتاب و مطالعه سخن گفت. پس از حرفهاي وي همهي ما شور و اشتياق وصف ناپذيري به کتابخواني پيدا کرديم و بي قرار کتاب خواندن شديم. از همينجا شروع شد، آغازي که نهايت ميمون و مبارک بود و سرانجام به پويايي و پايداري انجاميد. آن زمان تازه درسهاي سمستر پاييزي دانشگاه شروع شده بود. من سمستر هشتم بودم. از بس کتابهاي گزينش شده در گروه قاف قصه برايم جذاب بود، درس دانشگاه، پايان نامه و درگيريهاي ديگر هيچ کدام شان باعث نشد که من دست از سر اين کتابها بردارم…ادامهٔ متن را از روزنامهٔ افغانستان ما دنبال کنید.
گروه کتابخوانی قاف قصه،آگاهی؛ راهی به رهایی|فرحناز باور
زنان به عنوان نیمی از پیکرهی خاموش جامعه، همیشه از اتفاقات مهم فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دور مانده و به این قشر به انزوا کشیده شده، کمتر توجه شده است. در آیینها، افکار و فرهنگهای گوناگون از زن به عنوان جنس دوم یاد شده و با القاب سیاسر، ضعیفه، مستوره، ناقصه و… مورد تحقیر و توهین جامعهی مردسالار قرار گرفته اند. قوانین خود ساختهی مذکر نیز به این مردمحوری بیشتر میدان داده و زنان را از صحنهی اجتماع به حاشیه رانده است…ادامهٔ مطلب در هفتهنامهٔ نیمرخ
قافِ قصه؛ آرمـانشهـری بـرای آگـاهی|طارق مرزبان
اکنون با گذشت سالها هنوز جوانان و دانشجویان مشتاقانه هفتهیی یک بار دورهم جمع میشوند تا دیدگاهها و برداشتهای خود را دربارۀ کتابی که خواندهاند با هم شریک کنند. قافِ قصه حالا بیشتر از یک نشست ساده به اتاق فکر میماند که اعضا با علاقهو سنجش خود در آن حضور مییابند و با شوروشوق کتاب میخوانند.




