
نگاهی به رمان «گیاهخوار» اثر خانم هان کانگ
گزارشی از محمد باقریان
«این حس که او هیچوقت در این دنیا زندگی نکرده بود، شکهاش کرد. این یک حقیقت بود. او هیچوقت زندگی نکرده بوده، حتی به عنوان یک بچه. از زمانی که میتوانست به یادآورد کاری به جز تحمل کردن انجام نداده بود. او به خوبی ذا…

سلسله جلسات قاف قصه
گزارشی از بحث و گفتگو در باره کتاب اعمال انسانی
🖋فرحناز باور
«من به گندیدن جراحتی که در پهلویم هست فکر میکنم.به گلولهای که آنجا را درید.به خنکی غریب و نابههنگام و ضربهی ابتدایی که یکباره در درونم تبدیل شد به تودهای آتش…

نگاهی به رمان «گمنامی» اثر محمدجان تقی بختیاری| نجیبه همت
«گمنامی» روایتی از سرگذشت جوانی به اسم (میرجان) است. قسمیکه از نام رمان برمیآید با رویداها و سرنوشت شخصیت رمان تناسب دارد.
در این رمان، روایت به گونهی غیرخطی بوده و رویدادها به توالی زمانی بیان نشده است؛ به گونهی که داستان از زندان آغاز…

نگاهی به رمان «چارگردقلاگشتم» از رهنورد زریاب| شاذیه اسلمی
چارگردقلاگشتم(۱۴۰۱)، اثر رهنورد زریاب، تهران: نشر کلکین.
رمان دارای دو روایت مختلف از دو جهانی متفاوت ساخته شده و راوی هردو روایت اولشخص مفرد است که گاهی به اولشخص جمع تبدیل میشود. روایتهای خرد و کلان به صورت متداوم توسط نویسنده عو…

چارگرد قلاگشتم، پای زیب طلا یافتم؛ بازتاب خاطرات گمشده | نازنین باور
چار گرد قلا گشتم، پایزیب طلا یافتماسم کتابیست از رهنورد زریاب.
رهنورد زریاب با آنکه دیگر نیست؛ ولی در کلمات، لابلای حرف ها، قصهها و داستانهای متفاوت خودش زنده است و در دل هر خوانندهیی نفس میکشد .او روايتگر حادثههای فراموششده…

چرا «سبکی تحملناپذیر هستی»؟| نوریه محمدی
رمان سبکی تحملناپذیر هستی/ بار هستی نوشتهی میلان کوندرا است که اولین بار در (۱۹۸۴) منتشر شد. عنوان برگرفته از یک مفهوم فلسفی است که به شرایط انسانی از آگاهی مداوم از فناپذیری خود و ماهیت زودگذر وجود ما اشاره دارد. این رمان مضامین عشق…

نقش شکار آهو؛ روایت نابرابری و رنج زنان افغانستان| فریده خالقی
وقتی یک جامعه رو به تباهی و قهقهرا میرود که نظام آن جامعه برپایهی نابرابری ایجاد گردد و از سویی هر فرد آن تمایل و گرایش به حاکمیت بر دیگران داشته باشد. بی اعتدالی در این اجتماع، درست زمانی اوج می گیرد که تمامی امتیاز ها به یک قشر مشخص(مردا…

خمیازۀ انار یلدا
داستانی یلدایی از شاذیه اسلمی؛ دانشجوی دکتری دانشگاه الزهرای تهران
یلدا تکیه میدهد به دیوار آشپزخانه. پلکهایش میروند، رویهم. سبک میشود مثل پر قو. دستش را میکشد حمید، سوی شاخههای خمیدۀ انار، لبخند زیرکانهای میزند به ر…

سفر از مسیر گرگها | سهیلا کریمی
صبح هنگام سپیدهدم ساعت شش بود، سکوت مرگباری همه جا را فرا گرفته بود، انگار همه چیز سنگ شده بود. سرمای پاییزی تمام بدنم را نوازش کرده و تا مغز استخوان هایم رسیده بود. از شدت سرما به خود میلرزیدم لباس گرم نپوشیده بودم و فقط به یک مانتوی به …

خاکستر و خاک؛ روایت سه نسل خاکسترنشین| فرحناز باور
تصویربردار: مرتضی محمدی
رمان خاکستر و خاک؛ روایت رویاهای خاکسترشده و سرنوشت غمانگیز سه نسل است. نسلی که هوای باروت و بم را تنفس و به جای غذا، خاکستر و خاک خورده اند. روایت جنگهای مجاهدین و خلقیهاست. جنگی که زندگی آدمها را در قبضهی…
