نگاهی به رمان «چارگردقلاگشتم» از رهنورد زریاب| شاذیه اسلمی

رمان دارای دو روایت مختلف از دو جهانی متفاوت ساخته شده و راوی هردو روایت اولشخص مفرد است که گاهی به اولشخص جمع تبدیل میشود. روایتهای خرد و کلان به صورت متداوم توسط نویسنده عوض میشوند. نظر به تجربههای زیستی نویسنده، معلوم می شود که این رمان از مجموع خاطرههای نوجوانی، میانسالی و اندیشههای فلسفی او نوشته شده و دیدگاه سوسیالیستی او بر جهان داستان سیطره دارد، مثال مادر گالیا به روی تصویر برژنف- رهبر سیاسی رویسه تف میاندازد، اما با چشم دیگرش سوی مادر گالیا بدقهر میبیند، بدین معنا که سیاست، عاطفه را نمیشناسد.
شخصیتهای تیپیک در رمان «چار گرد قلا گشتم» نماینده گروههای مختلف اجتماعی با ویژگی های متفاوت اند. پسر افسر نظامی در بهشت نیز به دنبال اسلحه میگردد و پسر تاجر بیش از آن که موارد کاربرد سنگهای نفیس را بداند، فکر بهدستآوردن و حفاظت از آن را در ذهنش پرورده است. آنان با پسران دیگری چون پسر کتابفروش، پسر پینهدوز و راوی، اندیشهها و رویاهای مشترکی ندارند. از سوی دیگر، انتخاب بام بلند خانه حاجی نعیم برای نشست غروبهای خزانزده کابل چند موضوع را بیان میکند.
۱. بام بلند حاجی نعیم دل بر پولداربودن حاجی در عینحال سخاوتمندی او میکند زیرا در گذشتهء نه چندان دور، مردم ما تا همسایهشان سیر نمی بود جرأت رفتن به حج و ساختن خانههایی با دیوارهایی بلند را در خود نمیدیدند.
۲. چرا بام خانه؟ بام کوچه نه؟ چرا داخل خانه یا باغ نه؟ برای این که بگوید مرد افغانستانی از اینکه تا دیروقت در بیرون از منزل بمانند باکی ندارند، مردم جامعه بر آنان خرده نمیگیرند. (در بخش دیگر رمان نویسنده، اننقادی بر دید جنسیتی مردم دارد و میگوید که چرا گور هیچ زنی به عنوان زیارت پذیرفته نشده یا زیارتی به نام زنان وجود ندارد. او در مورد تپه «بیبیمهرو» در کابل نیز میگوید که گور او هم شاید به خاطر وجود برادرش حفاظت شده است که به نام سید مهدی آتش نفس یاد میشود).
۳. در کشورما بیشتر مردها در هر مجلسی پای بحث های سیاسی را باز میکنند و مردان سیاسی را قضاوت میکنند. این به یک عادت کلیشهای مبدل شده و بیشتر مردم بدون اینکه آگاهی کاملی از موضوع داشته باشند، درگیر تحلیل همچون مسائلی میشوند.
۴. از نظر نویسنده مردم وقتی به موضوعات سیاسی، اجتماعی و فلسفی میپردازند و حکم صادر میکنند به معنای این نیست که آنان آگاهان جامعه اند بلکه وظایف کسانی دیگری را پیش میبرند…
۵. تکرار نشستهای پسران در غروبهای خزانی دال بر تکرار روزمرگی و یادآوری تکرار عناصری چون تولد، ازدواج و مرگ دارد که در روایتهای آنان ذکر میگردند.
۶. در لابه های سخنان پسران، نویسنده برای بیان بسا معضلات اجتماعی از اندیشههای فلسفی و عرفانی سود میجوید.
۷. روایت دیگر داستان آشنایی راوی با گالیا دختر روسی، شریک ساختن غمها و خوشیهای این دو به عنوان دو انسان از دو سرزمین متفاوت است که پس از عبور از مسیر زخمهای روحی گالیا به دلیل کشتهشدن برادرشـ سرگی در جنگ میان سربازان روسیه و مجاهدین وقت افغانستان، انسانیت و عشق پیروز میشود.
۸. در یک دید کوتاه مقایسی میان دو رمان نویسنده، میتوان گفت: زریاب یک بار دیگر پس از گزینش معشوقه هندی در رمان «گلنار و آیینه» که راوی عاشق گلنار بود، در این رمان راوی، دختری روسی را میپسندد. همانطوری که کهنالگوی «مادر مشترک» یا «دختر مشترک» را در شخصیت گلنار تبلور میدهد، در شخصیت گالیا نیز عین روایت را تکرار میشود. این موضوع به ناخودآگاه جمعی نیز ارتباط میگیرد. ناخودآگاهی که یونگ مطرح میکند. از نظر او روان انسان دارای سهلایه است: خودآگاه(وقوف به جهان پیرامون و لحظه حال)، ضمیر ناخودآگاه فردی (خاطرات، هراسها و امیال کامنیافته) و ضمیر ناخودآگاه جمعی( انبار یا مغزن تجربیات جمعی و دانستههای نوع بشر که از بدو پیدایش تا کنون به صورت تصاویر ذهنی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند). مراد از تکرار «ناتیگای» خدای مغولان توسط گالیا، مادرش و راوی نیز همین تصاویر ناخودآگاه جمعی است.
۹. گالیا وقتی میداند که به خانه یک افغانستانی آمده است، بار بار از راوی میپرسد که چرا برادرش را در افغانستان کشته اند یا وقتی راوی به خانه آنان در یکی از دهات رویسه میرود، نیمهشب مادر گالیه همین سوال را به تکرار و توأم با گریه از او میپرسد، اما راوی پاسخی برای این چراها ندارد و از این بابت جگرش آتش میگیرد.
مثالی از نکات فلسفی رمان
پیرمرد پرسید: آن کسی که این دخترک را کشت خودش حالا زنده است؟
افسرزاده گفت: فکر نمیکنم که حالا زنده باشد.
پیرمرد گفت: پس چی… پس چی…
نویسنده میخواهد بگوید که زندگی کوتاه یا دراز، همهاش میگذرد و به مرگ حتمی ختم میشود. او در این مثال به حقیقت چرخه زندگی و مرگ نظر دارد.
۱۶ بهمن ۱۴۰۱، گلستان ۶ خوابگاه دانشگاه الزهرا، تهران










دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.