نقش شکار آهو؛ روایت نابرابری و رنج زنان افغانستان

| فریده خالقی
دانشآموختهی ادبیات فارسی
وقتی یک جامعه رو به تباهی و قهقهرا میرود که نظام آن جامعه برپایهی نابرابری ایجاد گردد و از سویی هر فرد آن تمایل و گرایش به حاکمیت بر دیگران داشته باشد. بی اعتدالی در این اجتماع، درست زمانی اوج می گیرد که تمامی امتیاز ها به یک قشر مشخص(مردان) آن داده شود و قشر دیگر آن جامعه (زنان)در انزوا قرار گیرند. «این نوع انزوا ریشه در فرهنگ و حکومتداری آن جامعه دارد.»
پس، زن طرد میشود و دستش از همه فعالیتهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی گرفته میشود، تا آنجاکه حتی نمیتواند به خاطر خشونت آشکار علیه خودش اعتراض کرده و حقوق الزامی مطالطبه کند و جایگاه خود را منحیث انسان دریابد.
جغرافیایی بهنام افعانستان نابرابری مطلق را تبلیغ و بازتولید میکند که اگر مسأله این نابرابری آسیب شناسی و ریشهیابی گردد، ریشه در آیین و فرهنگ این سرزمین خواهد داشت.
کتاب نقش شکار آهو یکی از نوشتههای خواندنی حمیرا قادری نویسندهی معاصر افغانستانی میباشد که نظام مردسالاری و حاکمیت مردانه را به نقد گرفته است. او در این اثر، خشونت هویدایی به تصویر کشیده است که علیه زنان صورت میگیرد و خود زنان نیز در این خشونت بر اثر سکوتشان نقش دارند.
رمان مذکور توسط راوی به شکل تگگویی روایت میشود و تا پایان رمان فقط راوی اتفاقاتی را که رخ داده روایت میکند و هیچکنشی از مخاطبین و سایر شخصیتهای رمان دیده نمیشود. شخصیتهای مرکزی این رمان؛ تلیسه، نازبو، مستانه، احمدخان، میباشد از شخصیتهای فرعی آن میتوان به یاسین، یرغل اشاره کرد.
محتوای رمان طوری است که دو خواهر توسط مامای شان به فردی بهنام احمدخان در بدل قتل برادر زادهی احمد خان که توسط مامایشان صورت گرفته خونبها داده میشوند ومادر شان نیز توسط مامایشان به نکاح دگری در آورده میشود البته از نکاح مادرشان در رمان موردی یاد نشده؛ ولی گمان به همین میرود، مستانه از جمع سه خواهر خانم احمدخان است، تلیسه خواهر مستاته بخاطر اینکه سرپرست خواهر کوچک خود باشد تن به خواستهی احمدخان صاحب در غیاب خواهر بزرگ خود میدهد تا بتواند از خواهر کوچکتر از خودش نگهداری کند، ولی زمانی متوجه میشود که احمد خان صاحب از او خواهر کوچکشان یعنی نازبو استفادهی جنسی کرده و حمل دارد.
تلیسه تا آخر درصدد انتقام جویی و دسیسه سازی علیه احمد خان صاحب میباشد.

در این اثر خانم قادری بیشتر، بهرهگیری جنسی زنان را که توسط مردان صورت میگیرد برجسته ساخته و ناتوانی زنان را نیز در مقابل این بهرهگیری نمایان کرده است؛ تا آنجا که زنان را نیز ملامت میکند، چون در مقابل این بهرهکشیها سکوت اختیار میکنند و از ترس اینکه مبادا آبروریزی شود، یا هم کسی آنها با بدی یاد نکنند، خود را تکان نمیدهند و ترجیح میدهند سکوت اختیار، ممکن زنان ملامت نباشند، شاید این سکوت تقاضای اجتماع باشد.
خانم قادری در این اثر اصطلاحات فرهنگیای را نیز به کار برده که نشانگر فرهنگ عام و جاافتادهی این سرزمین است. همانطور که در آغاز رمان شخصیت احمدخان با صفت “خشتک ناشو” یعنی مردی که ناشسته است و به کثرت رابطهی جنسی با زنان برقرار میکند، یاد میکند که این اصطلاح در فرهنگ زیستی ما جا دارد.
همچنان خواهربودگی نیز در این اثر نمایان است.
خواهر بودگی؛ حمایت دو زن از همدیگر شان نظر به عاطفه و مهربانی که نسبت به هم دارند.
تلیسه به خاطر حفظِ جان خواهر کوچک خود تن به خواستهی احمدخان میدهد.
فکر میکنم، خانم قادری از لحاظ سبکنوشتاری، متآثر از سبکنوشتاری خانم اوریانا فالاچی، نویسنده و روز نامه نگار ایتالایی است. این تأثیرپذیری را میتوان کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد دید که از نظر من بهحیث خواننده، قادری نتوانسته موفق بدرآید و همچو خانم فالاچی متن جذابی به دست خوانندگان بدهد.









دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.