هدیهٔ ناخواسته

رضا خرمی
داستاننویس اهل افغانستان
رضا خرمی
دوست دخترم بدون هیچ مناسبتی دیروز دم غروب برایم هدیه آورد. زنگ زد، رفتم گرفتم. خودش رفت و چیز خاصی هم نگفت. حتی نتوانستم بفهمم نارحت است یا در کدام حال دیگر. جعبهای حدودا یک کیلویی را با یک ورق نایلونی کادو کرده و دورش را با نوار سیاه رنگی محکم کرده بود. خانه که رسیدم، قبل از اینکه بخواهم پست این هدیه را جدا کنم، به شماره او تماس گرفتم.

وصل نشد. باز هم. باز هم. نشد. شبکه میگفت چنین شمارهای در سیستم موجود نیست. وتساب، فسبوک و هرآن چیزی که میتوانست مرا با او وصل کند نابود شده بود. یک لحظه به همه چیز مشکوک شدم. خود همین هدیه شک بود. یک شک آزار دهنده. شب که واقعا شخصیت شب را گرفت و سگ همسایه به پاس فداکاری عو عو کرد، هدیه را گرفتم و آن لایههای عجیبش را باز کردم. کمی بوی بد میداد. نرسیده به محتوای جعبه، رفتم استفراغ کردم، زیاد بالا آوردم. برگشتم و دوباره افتادم به جانش. سرش را که گشودم، دیدم یک بچهی سقط شده است. خونی بود. جنینی شاید دو ماهه. دیشبش بحث ما شده بود. میگفت چیزی در شکم من است و قطعا مال توست. نمیدانستم چطور به یکبارگی در مقام انکار قرار گرفتم. مال من؟! دیگر چیزی نگفتیم و او تنها کمی گریه کرد.از اینکه چند جلد کتاب خوانده بودم و فیلمهای گوناگون دیده بودم، فکر میکردم اگر روزی خودم دچار چنین پیشامدی شوم، میروم دست دوست دخترم را میگیرم، پیشانهاش را میبوسم و تا آخر کنارش میایستم. هستم کنارت! ولی نبودم کنارش و نخواستم. کتاب و فیلم و سریال و چند ورق روزنامه فقط برای من یک نقاب سبک ساخته بود، خیلی سبک. حالا که همه چیز گذشته بود و دیگر نمیتوانستم چیزی را تغییر بدهم و یا ادای روشنفکرهای مصنوعی از خود درآرم، به چشمان این بچه زل زده بودم، به این مینگریستم که او چطور توانسته از سانسور خانواده و پدر و مادر و خبرچینهای همیشگی و فضولهای دایمی، این جسم خام را به زور از شکمش بیرون کند. مغزم قد نمیداد.میخواستم سر جنازه این میت بیگناه و آواره کمی گریه کنم، اما بویش همه ساختمان را گرفت. زود وسط چندتا پلاستیک و آشغال پیچاندم. بردم کنار زبالهدانی شهری گذاشتم، یک سگ لنگ از آنجا بلند شد فرار کرد وسط تاریکی کوچه. امروز که از آنجا گذشتم، دیدم سگ کنار سطل نشسته بود و لبهایش را لیس میزد…آیا پاک میتوانم از ذهنم؟



دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.